تبليغاتX
سفر به انتهاي شب

برای یک درک متقابل باید صد تا ذهن کشته بشه

اینو سالها قبل به دوست گفتم قبول نکرد

چهار سال از اون گفته گذشته و حالا میگه برای یک درک متقابل شاید لازم باشه

 هزار تا ذهن کشته بشه

من مثال خودمو دارم که انسانها تا به تفاهم برسن باید تاوان پس بدن

همیشه حرفهای من برای دیگران ابهام ایجاد میکرد چون میخواستم به درک و زبون

خودم باهاشون حرف بزنم و اشتباه از من بود

دوستم گفت برای من هزار تا ذهن خودشو کشت تا بفهمه من از گفته هام منظوری

 ندارم.

البته برای من مهم نبود که دوستم چی فکر میکنه و این به سو تفاهماتش دامن

میزد.

چیزی که بعدها خودش اعتراف کرد.

من میگم انسان قرار نیست برای کسی جز خودش زندگی کنه و همیشه باید خودش

 باشه چون اگه از موجودیت خودش خارج بشه اونوقته که هویت خودشو فروخته و

دیگه خودش نیست.

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نبشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 17:17  توسط مهرداد آرين | 

وقتیکه تمامی داشته ها و نداشته هامو جمع جبری میکنم

افسوس میخورم به جبر زندگی که بیشتر یه بازی تکراری بود.

دو جبهه سردو گرم تولید بارون میکنه.

قطب مثبت و منفی تولید برق گرفتگی میکنه

خیار یه سرش شیرینه یه سرش تلخ

وووووووووووو

گل سر سبد آفرینش بانوان

که زئوس از کوه المپ باید پائین بیاد و سر تعظیم جلوشون خم کنه

و بیشتر از اون مردان

که همیشه مردانگیشون از مردیشون سنگینتر بود و زیر بارش خم شدن

چیه  راز پیدایش؟

مردانگی؟

زنانگی؟

که هر دو در مناطقی مورد پرستش هستن؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 13:45  توسط مهرداد آرين | 
چایکوفسکی در ۲۸ اکتبر ۱۸۸۳ اجرای پاتتیک را در مسکو رهبری کرد(برای بار اول).

پاتتیک یا سمونی شماره ۶ چایکوفسکی از نظر من و کلیه کارشناسان غم انگیزترین سمفونی در

 دنیاست ولی از نظر من بهترین نیست.

ولی در رعایت اصول و قواعد باله دریاچه قو چایکوفسکی بزرگترین شاهکار در نوع خودش میباشد.

پس از مرگ چایکوفسکی ارکستر سمفونیک مسکو و ارکستر فیلارمونیک ژنو از پاتتیک و دریاچه قو

هزاران اجرا به نمایش گذاشت ولی هیچکدام به ارزش اجرای چایکوفسکی از دو اثر خویش نرسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 8:19  توسط مهرداد آرين |